در اسرائیل یک دولت شبه فاشیستی سر کار می آید

به گزارش رسانه خبری هاوین وب

در اسرائیل یک دولت شبه فاشیستی سر کار می آید

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: اخیراً بیست و پنجمین انتخابات پارلمانی رژیم صهیونیستی برگزار شد؛ انتخاباتی که به دلیل بن‌بست سیاسی که در اسرائیل به وجود آمده بود، پنجمین مورد از نوع خود طی چهارسال گذشته بود. تا پیش از برگزاری انتخابات تقریباً همه نظرسنجی ها پیش بینی کرده بودند که جناح لاپید و نتانیاهو به طور مساوی ۶۰ کرسی به دست خواهند آورد و این بن‌بست به نوعی ادامه پیدا می‌کند.

با این وجود اما روز انتخابات دیدیم که اقدامات جناح راست افراطی و نتانیاهو به تدریج روی نتیجه انتخابات تاثیر گذاشت و ورق را برگرداند. بنابراین در نهایت نتانیاهو و حزب راست افراطی موفق شدند ۶۴ کرسی را از آن خود کنند. به این ترتیب افراطی ترین کابینه در تاریخ رژیم صهیونیستی را باید در یک ماه آینده شاهد باشیم.

این موضوع با واکنش های مختلفی همراه بوده است. بسیاری به قدرت رسیدن راست افراطی را تهدیدی برای فلسطین و منطقه می دانند. شمار زیادی از تحلیلگران نیز بر این باورند که به دلیل وجود تنوع و حتی تضاد آرایی که بین راست افراطی و جناح نتانیاهو وجود دارد، احتمالاً باز هم شاهد تداوم بن بست سیاسی باشیم یا اینکه حداقل عمر کابینه ای که نتانیاهو تشکیل خواهد داد، چندان طولانی نخواهد بود.

خبرگزاری مهر در نشست «بررسی نتایج انتخابات پارلمانی ۲۰۲۲ اسرائیل» میزبان دکتر «علی عبدی» پژوهشگر و فعال حوزه رژیم صهیونیستی و نیز دکتر «منصور براتی» و «محسن فائضی» دو تن از کارشناسان مسائل رژیم صهیونیستی بود که در ادامه بخش نخست این میزگرد آمده است؛

* نظرسنجی ها حتی تا آخرین لحظات یعنی صبح روز انتخابات حاکی از آن بودند که جناح نتانیاهو در بهترین حالت خواهد توانست ۶۰ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی پارلمان را به دست آورد و بن بست سیاسی ادامه خواهد یافت. به نظر شما چه اتفاقی رخ داد که باعث شد جناح راست افراطی توانست با کسب ۶۴ کرسی انتخابات را به نفع خودش به پایان برساند؟ از طرف دیگر چه عواملی باعث شد که راست افراطی بتواند در این انتخابات اکثریت آرا را به دست آورد؟

براتی: پیروزی جناح راست مذهبی در انتخابات پارلمانی ۲۰۲۲ اسرائیل موضوعی عجیب و در عین حال مهم است. همانطور که اشاره کردید، حدود ۹۰ درصد از نظرسنجی ها نشان از تداوم بن بست داشتند و همچنین در آنها پیش بینی شده بود که احتمالاً در آینده نزدیک ششمین انتخابات پارلمانی در رژیم اسرائیل را شاهد خواهیم بود. با این وجود اما برخلاف آنچه که نظرسنجی ها پیش بینی می کردند، جناح طرفدار نتانیاهو در نهایت توانست ۶۴ کرسی را به دست آورد و جناح مقابل ۵۶ کرسی یعنی اختلاف ۸ کرسی با یکدیگر داشتند که بسیار قابل ملاحظه است. این امر حاشیه امنیت چشمگیری را برای جناح نتانیاهو به وجود می آورد.

با نگاهی به نتایج انتخابات خواهید دید که آمار آراء ریخته شده به صندوق های انتخاباتی برای هر جناح بسیار جالب هستند. مجموع احزابی که مخالف نتانیاهو بودند، یعنی حزب لاپید و دو حزب عربی که قبلاً در فهرست مشترک عربی بودند و در این دوره با دو فهرست مجزا شرکت کرده بودند، به جز حزب «رعم» به رهبری «منصور عباس» که داخل ائتلاف بود، یکی فهرست عربی خداش- تعال به رهبری «ایمن عوده» و دیگری حزب «بلد» به رهبری «سامی ابوشهاده» در مجموع ۲ میلیون و ۳۳۰ هزار و ۷۶۶ رای آورده است.

جالب است که بدانید جناح لاپید متشکل از احزاب لیکود، حزب مذهبی شاس، اتحاد یهودیت توراه و حزب راست افراطی صهیونیسم مذهبی به علاوه حزب خانه یهودی که ۵۶ هزار رای آورد و زیر حد نصاب باقی ماند، در مجموع ۳۳۶ هزار و ۲۸۱ رای آوردند، یعنی اختلاف دو جناح با هم در حد ۳۰ هزار رای است که این اختلاف نتایجی را رقم زده که در نهایت ۸ کرسی بین این دو جناح اختلاف انداخته است.

در حالی طبق محاسباتی که انجام گرفت، به این نتیجه رسیدیم که در این دور از انتخابات برای هر یک کرسی ۳۸ هزار رای لازم بود. در حقیقت در شرایط عادی اگر همین اتفاقات رخ می داد و همین آرایی که ارائه شد برای هر دو جناح شمرده می شد، این دو جناح حتی نباید یک کرسی هم با یکدیگر اختلاف داشته باشند. با این وجود اتفاقاتی که در کمپین های انتخاباتی در سرزمین های اشغالی شاهد آن بودیم، یک تفاوت فاحشی را بین دو جناح ایجاد کرد. که طبق محاسباتی که انجام گرفت، به این نتیجه رسیدیم که در این دور از انتخابات برای هر یک کرسی ۳۸ هزار رای لازم بود. در حقیقت در شرایط عادی اگر همین اتفاقات رخ می داد و همین آرایی که ارائه شد برای هر دو جناح شمرده می شد، این دو جناح حتی نباید یک کرسی هم با یکدیگر اختلاف داشته باشند. با این وجود اتفاقاتی که در کمپین های انتخاباتی در سرزمین های اشغالی شاهد آن بودیم، یک تفاوت فاحشی را بین دو جناح ایجاد کرد. همانطور که می دانید در علوم سیاسی یک مفهوم با عنوان رهبری سیاسی وجود دارد و ما در این انتخابات شاهد رقابت نتانیاهو با یائیر لاپید بودیم. در این انتخابات نتانیاهو این رهبری را در سطح بسیار بالایی انجام داد در حالی که در جناح مقابل کاملاً شاهد اختلافات درونی بودیم و برنامه هایی که لاپید در نظر داشت پیاده کند و آن ائتلاف و یکدستی که می خواست در بین احزاب مختلف ائتلاف خود به وجود آورد با مشکل رو به رو شد. البته در نهایت ما باید رهبر آن جناح را مقصر بدانیم.

در علوم سیاسی برای قضاوت در این زمینه دو مفهوم وجود دارد. در علوم سیاسی از لحظات عادی تحت عنوان «moment» یاد می شود. لحظات دیگری نیز وجود دارد که لحظات طلایی هستند و از آن با عنوان «momentum» یاد می شود. Momentum در واقع لحظاتی هستند که سرنوشت شرایط عادی را تغییر می دهند. اگر ما به این فرایندی که طی شد با چنین نگاهی بنگریم، به این نتیجه خواهیم رسید که نتانیاهو موفق شد با ایجاد ائتلاف بین احزاب مختلفی که از وی حمایت می کردند، همه آراء موافقان خود را کسب کند و اجازه نداد حتی یک رای هدر برود.

جناح مقابل اما دقیقاً از همین نقطه آسیب دیدند به گونه ای که حدود ۲۸۸ هزار رای از مخالفان نتانیاهو زیر حد نصاب ۳.۲۵ درصدی قرار گرفت و به هدر رفت و به عبارتی انگار این آرا به صندوق ریخته نشده اند. یعنی از آن ۲ میلیون ۳۳۰ هزار رای که بیشتر اشاره کردم که جناح مقابل در مجموع رای آورد تنها ۲ میلیون و ۴۰ هزار شمرده شد و تقریباً ۲۸۸ هزار رای را هدر دادند.

جال سوال این است که چه اتفاقی رخ داد که باعث شد این آراء به هدر برود؟ نظرسنجی ها نشان می داد که ما در دو بخش از احزاب مخالف نتانیاهو یعنی یکی در جناح چپ و دیگری در جناح احزاب عربی با مشکل مواجهیم و احزاب در حال نزدیک شدن به حد نصاب هستند. درباره جناح چپ باید گفت که لاپید حدود یک ماه و نیم قبل از انتخابات تلاش کرد که بین حزب کارگر و میرتس ائتلاف به وجود آورد.

اگر این کار صورت می گرفت و این احزاب با فهرستی مشترک در انتخابات حضور می یافتند با مشکل حد نصاب مواجه نمی شدند و اگر الان می توانستیم این آرا را روی دیگر رای های شمرده شده بگذاریم، حدود ۷ یا ۸ کرسی بیشتر می شد. این امر باعث می شد که دست کم دو کرسی از جناح نتانیاهو کم شود. یعنی اگر این احزاب در جناح چپ با یکدیگر ائتلاف می کردند تعداد کرسی های نتانیاهو از ۶۴ به ۶۲ کرسی می رسید.

در جناح عرب نیز ما حزب رعم را به رهبری منصور عباس داریم که با لاپید ائتلاف کرده و به این ترتیب تکلیف آن روشن بود. فهرست مشترک عربی شامل سه حزب بود که در روز آخر در زمینه نحوه تعاملشان با کابینه آتی با یکدیگر دچار مشکل شده بودند. مشکل آنان این بود که با احزاب یهودی چه ارتباطی داشته باشند. حزب بلد به شدت ملی گرا است و در مرام نامه خود رسماً از مفهوم ضدصهیونیسم استفاده می کند. در مقابل حزب خداش و تعال خود را غیر صهیونیست می دانند و بیشتر مایل به همکاری با احزاب یهودی بودند. این مسئله باعث شد در روز آخر با چالش مواجه شده و با فهرست مجزایی در انتخابات شرکت کنند.

در نهایت علیرغم اینکه شاهد این بودیم که میزان مشارکت عربی نسبت به سال گذشته (۲۰۲۱) که ۴۴.۶ بود به ۵۳ درصد رسید اما از این سه حزب عربی رعم، تعال- خداش و بلد تنها دو حزب موفق شدند که از حد نصاب عبور کرده و وارد پارلمان شوند. علیرغم اینکه شاهد این بودیم که میزان مشارکت عربی نسبت به سال گذشته (۲۰۲۱) که ۴۴.۶ بود به ۵۳ درصد رسید اما از این سه حزب عربی رعم، تعال- خداش و بلد تنها دو حزب موفق شدند که از حد نصاب عبور کرده و وارد پارلمان شوند. حزب بلد متاسفانه با اختلاف ناچیز ۱۶ هزار رای زیر حد نصاب باقی ماند که اگر این تعداد نیز به آرای انتخابات اضافه می شد، این حزب هم می توانست چهار کرسی به دست آورد. حتی اگر این حزب در ائتلاف فهرست مشترک عربی باقی می ماند آنان با همکاری یکدیگر می توانستند در مجموع ۸ کرسی به دست می آوردند و قطعاً دو عدد از این کرسی هایی که به این حزب اضافه می شد مجدداً از جناح نتانیاهو کم می شد.

اگر این ائتلاف ها ادامه می یافت نتیجه نظرسنجی هایی که انجام و بن بست سیاسی که پیش بینی شده بود به واقعیت تبدیل می شد. در حقیقت تعداد آرایی که به صندوق های رای ریخته شده هم این واقعیت را اثبات می کند که ۲۸۸ هزار رای از جناح مخالف نتانیاهو هدر رفته و محاسبه نمی شود. به همین دلیل است که این اختلاف ۸ کرسی بین دو طرف به وجود آمده است.

*اگر بخواهیم نکاتی را به دلایل پیروزی نتانیاهو اضافه کنیم، باید بگوییم درست است که جناحی که در حال حاضر نتانیاهو رهبری آن را به دست گرفته بعضاً حتی مخالف هم هستند اما جناح مقابل تضاد بسیار بیشتری با یکدیگر دارند. به عبارتی آنها ۸ حزب با ۸ رویکرد کاملاً متفاوت هستند که این کار را برای رهبری لاپید بسیار داشوار کرده بود و در نهایت دیدیم که دقیقاً از همین نقطه آسیب دیدند. به نوعی می توان گفت که پیروزی نتانیاهو محصول عدم تفاهم رقبا بود تا پیروزی و دستاوردهای خود وی.

براتی: در واقع ما می توانیم متهم ردیف اول پیروزی نتانیاهو را مشکلات رهبری لاپید بدانیم. او اگر موفق می شد بین احزاب مختلف جناح مخالف نتانیاهو یعنی جناح چپ و جناح عربی یکدستی بیشتری به وجود بیاورد حتی اگر در نهایت این جناح ها حاضر به همکاری با لاپید نبودند هم باز با این هماهنگی می توانستند جلوی پیروزی نتانیاهو را بگیرند. نتانیاهو در این انتخابات در مقام چالشگر کابینه موجود ظاهر شده بود. به عبارت دیگر ۶۰ کرسی برای وی کافی نبود و باید حتماً برنده می شد که بتواند وارد قدرت شود. اگر فقط ۶۰ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی را به دست می آورد، باز هم لاپید در قدرت باقی می ماند. بنابراین، نتانیاهو نه تنها اجازه نداده که مخالفان پیروز انتخابات شوند بلکه توانسته آنها را شکست دهد.

* در سوال قبلی به چالش هایی که احتمالاً کابینه آینده در اسرائیل خواهد داشت، اشاره شد. آنان احتمالاً با یکدیگر چالش های درونی خواهند داشت و صهیونیسم مذهبی به احتمال بسیار زیاد در میان مدت با نتانیاهو با مشکل مواجه خواهد شد. درهمان ابتدا برای تعیین سیاست های آینده «ایتمار بن گویر» با نتانیاهو دیداری داشته و با چالش هایی مواجه بودند. و گفته اند که ما در ابتدا بایدتکلیف سیاست ها را مشخص کنیم و بعد به دنبال حل مسائل مربوط به پست های وزارتی برویم. سپس بن گویر اعلام کرد که مسابقات فوتبال باید در روز یکشنبه که روز مقدسی است تعطیل شود. این موارد نشان دهنده آغاز عدم هماهنگی ها بین این ائتلاف است.

حال سوال این است که چالش های درونی رژیم صهیونیستی و کابینه نتانیاهو در عرصه داخلی و منطقه ای به ویژه نحوه تقابل با ایران به چه صورتی خواهد بود؟ خصوصاً اینکه نمی توان انتظار داشت جناح تندرویی که در اسرائیل زمام امور را به دست خواهد گرفت، سیاست خارجی آرامتر از لاپید در پیش بگیرد؟

عبدی: وضعیت کنونی اسرائیل بسیار عجیب است. از یک طرف ائتلاف موافق نتانیاهو در انتخابات پیروز شده اند و از طرف دیگر هنوز فعالیت خود را آغاز نکرده اند، مشکلاتشان آغاز شده است. با این انتخابات شاهد نقطه عطف جدیدی در سمت جریان راست گرای افراطی اسرائیل خواهیم بود. این چهارمین بار است که جریان راست افراطی وارد این مرحله از تصمیم گیری ها می شود. اگر بخواهیم به عقب تر بازگردیم، اولین جریان راست گراها در سال ۱۹۷۷ آغاز شد. این روند تا سال ۱۹۸۴ یعنی حدود هفت سال ادامه پیدا می کند.

مرحله دوم از سال ۱۹۸۶ شروع می شود و تا سال ۱۹۹۲ ادامه پیدا می کند، یعنی چیزی حدود ۶ سال و در این دوره شاهد حضور شیمون پرز، اسحاق شامیر و اسحاق رابین هستیم. پس از آن در سال ۲۰۰۱ جریان راست گرا به رهبری «آریل شارون» به قدرت می رسد. در ابتدا شارون به عنوان عضوی از حزب لیکود قدرت را به دست می گیرد اما پس از اینکه رهبری آن در این حزب دچار چالش می شود در نهایت از حزب لیکود خارج می شود و حزب کادیما را پایه گذاری کند که از ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵ به قدرت می رسد و تا ۴ ژانویه ۲۰۰۶ رهبری خود را ادامه می دهد اما در این تاریخ دچار سکته مغزی می شود وبنابراین «ایهود اولمرت» تا سال ۲۰۰۹ رهبری را به دست می گیرد. این سومین دوره به قدرت رسیدن آنان بود.

از سال ۲۰۰۹ تا سال ۲۰۲۱ نیز بنیامین نتانیاهو از حزب لیکود رهبر بلامنازع اسرائیل بود و سپس یک وقفه یکساله ایجاد شد و سپس نتانیاهو دوباره قدرت را در دست گرفت.این دوره را می توان جهارمین دوره رهبری راستگرایان بر اسرائیل تلقی کنیم.فقط این بار یک تفاوت وجود دارد و آن اینکه راست گرایان توانستند بدون ائتلاف با احزاب چپ و میانه نه تنها ۶۱ کرسی بلکه ۳ کرسی بیش از تعداد مورد نیاز را تصاحب کنند.

این امر به شدت برای احزاب چپ، دولت لاپید و بسیاری از تحلیلگران حاضر در این رژیم گیج کننده و غیر قابل پیش بینی بود. حتی این امر برای خود راستگرایان نیز غیر قابل باور بود و آنان نیز انتظار نداشتند که با این اختلاف پیروز شوند. با این وجود اما پیروزی آنان پایان راه نیست بلکه تازه همه چیز در حال شروع شدن است.

چالش هایی که احتمالاً در این ائتلاف باید انتظار آن را داشته باشیم، احتمالاً بیشتر بر آمده از نگاه رادیکال این احزاب است. بنابراین به نظر من اگر راستگراها بتوانند دولت خود را تشکیل دهند جامعه مدنی اسرائیل با بزرگترین تهدید خود مواجه خواهد شد.

چالش هایی که احتمالاً در این ائتلاف باید انتظار آن را داشته باشیم، احتمالاً بیشتر بر آمده از نگاه رادیکال این احزاب است. بنابراین به نظر من اگر راستگراها بتوانند دولت خود را تشکیل دهند جامعه مدنی اسرائیل با بزرگترین تهدید خود مواجه خواهد شد. به عبارتی ما با یک دولت شبه فاشیستی در اسرائیل مواجه خواهیم بود که عملاً تلاش می کند هیج فضایی را برای اعتراض به خودش باقی نگذارد. همان طور که خود شما نیز اشاره کردید نتانیاهو در حال حاضر از یک متهم به رئیس دولت تبدیل شده است.

به نظر من عامل اصلی پیروزی این جریان در انتخابات هم سیاست ورزی نتانیاهو است. هوش سیاسی بالای وی همه را به نحوی آچمز کرد. او ائتلاف جبهه خود را به بهترین نحو تقویت کرد و در پیروزی موفق عمل کرد. به نظر من جریان چپ و میانه اسرائیل و طبقه اجتماعی حامی وی بیشترین آسیب را در این دوره خواهند دید.

از طرفی فلسطینی های ۱۹۴۸ که از آنها به عنوان اعراب اسرائیل هم یاد می شود و شهروند اسرائیل تلقی می شوند هم به نظر من رویکرد تهاجمی کابینه جدید اسرائیل را به خصوص حزب راست افراطی صهیونیسم مذهبی به رهبری ایتماور بن گویر را به صورت ملموس حس خواهند کرد و همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، نوعی رادیکالیسم افسارگسیخته شبه فاشیسم در این رژیم ایجاد خواهد شد.

مهمترین برگ برنده راستگراها ایجاد امنیت بوده که همیشه توانسته اند این برگ برنده را به قیمت بسیار بالایی به مشتریان خود بفروشند. و این فرصت خوبی را در اختیار راست گراها قرار داد تا از مسئله امنیت دوباره به عنوان چماقی بر سر لاپید استفاده کنند و دولت جدید هم علیرغم تلاش های زیادی که برای سرکوب مردم کرانه باختری انجام داد، نتوانست از خودش در برابر این اتهامات دفاع کند. این امر فرصت مناسبی را در اختیار نتانیاهو قرار داد تا امنیت را به قیمت خوبی به مشتریان خود بفروشد و آراء آنها را به نفع خودش جمع کند.

لیکود در رویکرد خودش در عرصه داخلی، منطقه ای و بین الملل اولویت خود را مسئله امنیت قرار داده است. آنان روی این مسئله به شدت حساس هستند و نتانیاهو با هوش سیاسی بسیار بالای خود عملاً می تواند با این برگ برنده بازی متناسب با اهداف خود را انجام دهد. این رویکرد تهاجمی هم برای نتانیاهو یک برگ برنده است و هم پاشنه آشیل او به شمار می رود. یعنی همان گونه که با آن کاسبی سیاسی می کند، به همان میزان نیز از آن آسیب خواهد دید.

* از دهه ۷۰ میلادی تا قبل از این دوران، همواره دوره قدرت گیری راست های افراطی در اسرائیل بوده است اما وجه تمایز این دوره آن است که راست های افراطی بدون نیاز به ائتلاف با چپ ها و دیگر گروه ها در شرف به دست گرفتن قدرت هستند. این هم یک برگ برنده و هم یک پاشنه آشیل برای نتانیاهو است که در ادامه اظهارات عجیب بن گویر برای ریاست بر امنیت داخلی و مسائل دیگر می تواند چالش زا باشد. مسائلی که مطرح می شود نوع برخوردهای کابینه آتی اسرائیل با فلسطین است. همانگونه که در جریان هستید بن گویر به عنوان یکی از برندگان انتخابات که برخی به وی لقب «پدیده انتخابات» را داده اند توانسته است که آرای قابل توجهی را کسب کند. او کسی بوده که به صراحت در مسجد الاقصی اقدام به تحریک و حمله به فلسطینی ها کرده است و در قضیه محله «شیخ جراح» از جمله افرادی به شمار می رفت که دستور شلیک به فلسطینیان را داده بود. همین مسائل باعث شده است که نسبت به برخورد او با مسائلی همچون قدس، مسجدالاقصی، غزه و کرانه باختری نگرانی ایجاد شود. تحلیل شما از این قضیه چیست؟

فائضی: همانطور که دوستان اشاره کردند ما با یک جریان راست افراطی مواجه هستیم. به نظرم اصطلاح مناسب تر «رشد جریان های مذهبی» است. از دهه ۷۰ به بعد بلوک راست گرای مذهبی پله به پله رشد کرد تا به این نقطه امروز رسید. در این مدت هر کسی که مخالف نتانیاهو بود را کنار زدند از اعراب گرفته تا شخص نفتالی بنت که خود نیز راست گرا محسوب می شود.

این جریان از همان ابتدا شکست خورد چرا که یک بلوک فکری نبود و هدف مشخصی نیز نداشت. اینکه چرا نتانیاهو انتخابات را برد، یک بحث مفصلی است که نمی توان در این فرصت به بررسی آن پرداخت. همان طور که اشاره شد جریان راست مذهبی در اسرائیل خود را به یک بلوک تبدیل کرده است. در این زمینه باید به سیر رشد جمعیت مذهب ارتدوکس، حریدی ها یا ملی مذهبی ها از دهه های ۶۰ و ۷۰ به بعد نیز اشاره کرد. بنابراین رشد این جمعیت در اسرائیل تحولاتی را ایجاد کرده است.

موضوع دوم اما ضدیت با اعراب اسرائیلی است. شرایط قدس باید تغییر کند و این مطالباتی است که در بدنه اسرائیل به شدت در حال گسترش است. ضمن اینکه شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اسرائیل به این نتیجه رسیده که راهبرد دو دولت بی نتیجه و منتفی است و حتی بایدن نیز سازوکار دو دولت را موثر اما قابل تحقق ندانست.

در شرایط کنونی راستگراها به صراحت نژادپرست از نوع ضداعراب هستند. آنها صراحتاً اعلام می کنند که احزاب عربی باید حذف شوند. بنابراین مشخص بود فردی مثل بن گویر با چنین رویکردی رای خواهد آورد. در شرایط کنونی راستگراها به صراحت نژادپرست از نوع ضداعراب هستند. آنها صراحتاً اعلام می کنند که احزاب عربی باید حذف شوند. بنابراین مشخص بود فردی مثل بن گویر با چنین رویکردی رای خواهد آورد. این را باید بپذیریم که این رای در انتخابات یک رکورد بود. این هم نشانه رشد جمعیتی و هم قدرت یک بلوک است. درباره گرایش به راست، موضوعی است که روزنامه های اسرائیلی بسیار به آن پرداخته اند و از آن تحت عنوان «پایان اسرائیل دموکراتیک» نام می برند. اوباما همواره روی این موضوع مانور می داد که اسرائیل دموکراتیک مانده است، حالا اینکه در عمل چقدر صحیح بود جای سوال دارد.

در مجموع یش بینی می شود که راستگرایان مذهبی به تدریج در پی اشغال تمامی سرزمین فلسطینی ها باشند. نگرش این طیف به شدت امنیتی تر خواهد بود چرا که یکی از مهمترین شاخصه های جریان راستگرا، مسئله «امنیت» است؛ حال این موضوع می تواند در زمینه داخلی و در تقابل با اعراب تعریف شود یا در حوزه خارجی و تقابل با ایران و قطر.

ادامه دارد…

منبع : www.mehrnews.com
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.